خدمت به ضعفا جنبه ای اساسی از دين اسلام است
گذشته نبايستي مشروعيت خود را از دست بدهد
اگر عقل انسان را محدود كنيم ما توان انسان را محدود كرده ايم ما آن را به زمان و مكان محدود كرده ايم
اسلام ديني است هميشگي و ابدي.
قرنها، مردم روشنفکر بر آن بودند که مانع بزرگ پيشرفت اين است که دولتها گوششان به چند تن انگشت شمار است نه انبوه مردم. استدلال میکردند که با پيشبرد دموکراسی است که برنامههای پيشرفت در يک دستور کار مترقيانه قرار میگيرد. اما گمان نمیکنم که چنین تحليلی همچنان معتبر باشد.
بايد از اين گمان که آموزش و پرورش به معني دسترسی بيشتر به آموزش رسمی است فراتر برويم و اطمينان حاصل کنيم که نظامهای آموزشی برنامههای درسی با کيفيتی را توليد کنند که به موضوعات فراروی رهبران و شهروندان قرن بيست و يکم بپردازند.
هدف مهم آموزش با کيفيتِ اين است که نسل ما را مجهز سازد تا با کارآمدی در چيزی که «گفتوگوی عظيم» زمانهی ما ناميده میشود شرکت کنند. يعنی اينکه، از يک سوي، از جرّ و بحث نهراسند. او از طرفي ديگر نسبت به ارزشها و ديدگاههای ديگران حساس باشند.
ناتوانی رهبران سياسی و مدنی چه در ملتهای فقير و چه در ملتهای غنی در حمايت از شهروندان در برابر انبوهي از فشاری دايمي ، از فقر گرفته تا تأثير بلايای طبيعی و آشوبهای شهری نشانگر ناکامی دموکراسی در دستيابی به آرمانهايش است.
جوامع مدرن بايد با سختگيری و موضوعيت برنامههای درسیشان را بهبود بخشند، نهادهای جامعه مدنی را تقويت کنند و اگر قرار است دموکراسیهای با ثبات و مطمئنی باشند و قادر به حمايت از منافع شهروندانشان، بايستي چهارچوب اخلاقی توانمندی ازاحترام را بسازند.
آزادی بيان آنگاه ارزش تمام دارد که با شرافت از آن استفاده شود و از جمله تکاليف شهروندی در هر جامعهای میبايد پايبندی به بيان آگاهانه و مسئولانه باشد.
نسبت دادن ماجراها به جهل به هيچ روي از اهميت آن نمیکاهد. در يک جهان کثرتگرا، جهل میتواند پيآمدهایي بسيار آسيبرسان داشته باشد.
جامعهی دموکراتيک به چيزهايي بيشتراز سياست دموکراتيک نياز دارد. اسباب کارکرد دموکراسی تنها در دست دولتها نيست. پيشگامی شخصی نيز اساسی ست، همچنين نقش نهادها و مؤسساتی که بر روی هم ذيل عنوان «جامعهی مدنی» شناخته میشوند حياتی است.
جوامع مدرن علاوه بر داشتن چهارچوب اخلاقی توانمندتر ، نيازمند تمرکز بيشتر بر آموزش برای ايجاد توانمنديهاي دموکراتيک برای رهبران و منتخبان مردم و همچنين نهادهای قویتر جامعهی مدنی هستند.
چالشهای دموکراسیها را رشد سريع جمعيتهای جهان-شهروندی در نتيجهی مهاجرت فزاينده وخيمتر ساخته است. در نتيجه، ملتها کثرتگراتر میشوند، اما اين الگوهای اجتماعی جهان-شهروندی هنوز «اخلاقی جهان-شهروندی» را در کنار خود ندارند.
جستجوي عدالت و امنيت، تلاش برای برابری فرصتها وجستجوی کرامت انسانی ، تکاليفی اخلاقی هستند که بايد هر روز به آنها بينديشم و برای آنها کار کنيم.
فساد، فقدان رأیدهندگان آگاه، گزارشهای سطحی رسانهها در کنار قانونگذاران ضعيف يا متشتتی که فاقد دانش لازم برای رسيدگی به معضلات پيچيده هستند، همگی باعث میشوند که دموکراسیهای تصميمهايی ناکارآمد بگيرند.
انكار كثرت گرايي به معناي توسعه درگيري است
مردمی که حسن نيت دارند بايد بسيار بسيار دقيق فکر کنند.
جايگزين ساختن ترس با اميد شايد قویترين سکوی پرتاب برای پيشرفت باشد.
برگزاری يک رفراندم برای مردمی که اساساً خواندن و نوشتن نمیدانند، در بعضی نقاط دنيا اصلاً چه خاصيتی دارد؟ چه فايدهای دارد که يک قانون اساسی را برای مردمی به آزمون بگذاريد که فرق يک رژيم رياست جمهوری را با سلطنت مشروطه نمیداند؟ انتخابات، قانونهای اساسی – همهی اينها لازم هستند، اما کافی نيستند. فکر میکنم بايد اين را بپذيريم که کشورهای مختلف، تاريخهای مختلف، ساختارهای اجتماعی مختلف و نيازهای مختلفی دارند، در نتيجه بايد بسيار بسيار انعطافپذيرتر از چیزی باشيم که اکنون هستيم.
در طول حيات پيامبر اسلام (ص)، يک فرايند سياسی قاعدهمندِ مشورت حاکم بود. و نخستين امام شيعيان، پسر عمو و داماد پيامبر، حضرت علی، تأکيد داشت که: «هيچ شرافتی چون دانش نيست و هيچ قدرتی چون خويشتنداری نيست و هيچ پشتيبانی قابل اعتمادتر از مشورت نيست».